ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
830
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
امكانپذير است و از قول كسانى كه گفتهاند قريش خط را از قبيلهء اياد عراق آموختهاند بقبول نزديكتر است و آنها اين شعر را كه از آن يكى از شاعران اياد است دليل ميآورند : « قومى كه هر گاه همه حركت كنند ساحت عراق و خط و قلم از آنان است » . و اين گفتار دور از حقيقت است ، زيرا اياد هر چند بساحت عراق فرود آمدهاند ولى آنان همچنان بر همان آداب و شئون باديهنشينى بودهاند در صورتى كه خط از صنايع شهرنشينى است ، بلكه معنى گفتار شاعر اين است كه ايشان به خط و قلم از ديگر اقوام عرب نزديكتراند ، زيرا آنان به شهرها و نواحى پيرامون آنها نزديك ميباشند . پس نظر آنان كه ميگويند مردم حجاز خط را از اهالى حيره فرا گرفته و مردم حيره آن را از تبابعه و حمير آموختهاند از ديگر اقوال شايستهتر است . [ و در كتاب تكمله تأليف ابن الابار در فصلى كه دربارهء ابن فروخ قيروانى فارسى اندلسى از اصحاب مالك ، رض ، سخن ميراند ديدم كه نوشته است : و نام وى عبد الله بن فروخ بن عبد الرحمن بن زياد بن انعم است او از پدرش روايت مىكند كه گفته است به عبد الله ابن عباس گفتم اى طايفهء قريش دربارهء اين نوشتن عربى به من خبر دهيد كه آيا شما پيش از آنكه خدا محمد ، ص ، را به پيامبرى برانگيزد با همين خط مينوشتيد ؟ و مانند امروز حروفى را كه بهم مىپيوندند بهم مىپيوستيد و آنها را كه جدا نوشته ميشدند جدا مىنوشتيد مانند الف و لام و ميم و نون ؟ گفت آرى . گفتم اين هنر را از كه فرا - گرفتيد ؟ گفت از حرب بن اميه . گفتم و حرب آن را از كه آموخت ؟ گفت از عبد الله بن جدعان . گفتم وى آن را از كه ياد گرفت ؟ گفت از مردم انبار . گفتم مردم انبار آن را از كه آموختند ؟ گفت از مسافرى از مردم يمن . گفتم آن مسافر آن را از كه فرا - گرفته بود ؟ گفت از خلجان بن قاسم كاتب وحى هود پيامبر ، و او كسى است كه اين شعرها را سروده است : « آيا در هر سال سنت تازهاى بر ما تحميل ميكنيد ؟